دل نوشته هایم

منِ بی احساس
آخرین مطالب
پربیننده ترین مطالب
محبوب ترین مطالب
مطالب پربحث‌تر
آخرین نظرات
نویسندگان
۲۶
خرداد
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
  • 💕 دختر خوب 💕
  • تعداد عزیزانی که این مطلبو دیدن: ۱۱۷
  • ۱۹
    فروردين

    خوبه آدم از هر چیزی که میبینه یا حرفی که میشنوه یه درسی یاد بگیره... اینکه باید چجوری بود تو این دنیا، اینکه هدف چیه، اینکه دارم درست میرم یا نه؟؟

    تعریف از خود نباشه، من بیشتر وقتا که فیلم میبینم یا حرفی از کسی میشنوم که به نظرم جالب میاد کلی بهش فکر میکنم... تئوری میاد ذهنم...

    فیلم حضرت یوسف (ع) شده سوژه ی این چند روز من... صبر ایوب بر مصیبت و قضا و قدر الهی برای پیامبری حضرت یوسف و حال و روز زلیخا...

    اول اینکه من نمیتونم از صبر حضرت ایوب حرفی بزنم چون در حدش نیستم... یعنی اصلا صبور نیستم...

    دوم اینکه حضرت ایوب یه حرفی زد تو فیلم که خیلی برام جالب بود، حضرت ایوب به پسرانش گفت: "در این سفر(به مصر) اگر مصیبتی بر شما حادث شد بدانید که حتما حکمت خداست و صبر پیشه کنید" این خیلی مهمه، آبجیا داداشا صبر کنین، یعنی تا چیزی میشه غر نزنید، گله نکنید، شکایت نکنید، چون من یه غر غروشو دارم خوب میفهمم...، اصلا گیریم که مصیبت هم آمد، چرا نباید خدا رو شکر کنیم؟؟؟ چرا نباید برای همه چیز خدا رو شکر نکنیم؟؟

    امان از دل زلیخا.... اون همه سال انتظار برای یوسف، اون همه عاشقی، اون همه غصه و اندوه... تمام مال و اموالشو در راه پیدا کردن حضرت یوسف داد... آخرش هم رسید...

    میخوام بگم هر چی که دوست دارین باید واسه بدست آوردنش یه چیزی بدین...

    فقط اونجاش قشنگ بود که زلیخا گفت من تا قبل پیدا کردن یوسف معشوقم یوسف بود، اما الان معشوقه ای زیباتر و بهتر دارم...

    خدایا تو چقدر آدم شناسی، زلیخا عاشق شد، معشوقش ندادی تا خودت رو پیدا کرد، شاید کس دیگه بود اینجوری عاشق نمیموند...

    من میخوام راهشو پیدا کنم، من میخوام چشم و دل و تنمو پاک کنم، پاک کنم از هوای نفس، از خودخواهی از شهوت، از دنیا پرستی، تا خدا رو به چشم ببینم...

    حضرت یوسف دست رد به بانوی دوم مصر بزرگ زد، چون خدا رو دید، چون از خدا خواست، خدا بهترینا رو بهش میده، از هوای نفسش گذشت تا به بهترینا برسه، من چرا نکنم؟؟

    من نه شیخم نه مذهبی، من خیلی معمولی ام، فقط میخوام جلوی خودمو بگیرم تا هر چی که خواستمو از خدا بخوام

    خدا به زلیخایی که از عامون و بت پرستی گذشت، جوونی شو داد، خدا به یوسف که از خودش گذشت همه چیز داد....

    پس گذشت کن تا خدا هم بهت گذشت کنه...

    بگذر تا بگذره...

    راستش من نماز هم نمیخونم... من اعتقادم به آدم خوبی بودن و وجدانه، انسانیت و خدا ترس بودنه، اعتقادم به از دنیا گذشتن و مال دنیاست، اعتقاد دارم که هر چی دارم از خداست پس برای از دست دانشون غصه نمیخورم، سعی میکنم همون موقع هم خدا رو شکر کنم... من تلاش میکنم، کار میکنم، ولی مال دنیا رو نمیپرستم...

    خدایا شکرت

    • 💕 دختر خوب 💕
  • تعداد عزیزانی که این مطلبو دیدن: ۱
  • ۲۹
    بهمن

    سلام

    امروز تو راه رفتن به سرکار داشتم رادیو گوش میدادم، داشتن تبلیغات میکردن واسه یه مارکتی و یه مدل فرشی... با خودم فکر میکردم که چرا این همه آدم با حرص و طمع فقط و فقط برای مال دنیا میرن سر کار و همش غصه میخورن و احساس بدبختی میکنند؟

    من فقط یک حرف دارم... "دل خوش"

    آدم با دل خوش میتونه احساس خوشبختی کنه... ببینید خودِ "خوشبختی" یه جور احساسه، یعنی وقتی احساس خوشبختی کردی در واقع خوشبختی... وقتی دل خوش باشی یعنی آرامش داری یعنی خوش یعنی بختت خوشه، یعنی خوشبختی...

    من فقط میدونم که باید احساس و نظر و دیدمونو نسبت به دنیا عوض کنیم

    تا کی قراره پول جم کنیم و خونه عوض کنیم و وسایل خونه و ماشین و ....

    تا کی قراره به خودمون سختی بدیم واسه این دنیا...

    بعدش میریم جایی که نه پول واسمون ارزش داره و نه خونه و نه ماشین، حتی همسر و جنس مخالف هم قرار نیست ببینیم...

    من مطمئنم

    • 💕 دختر خوب 💕
  • تعداد عزیزانی که این مطلبو دیدن: ۹
  • ۱۹
    بهمن

    سلام

    دنیا خیلی زیباست..

    تا حالا شده نتونین ببینین؟ مثلا برای چند روز کور بشین خدای نکرده؟

    ببین دوست خوبم این دنیا بی نهایت خوبی و خوشی و زیبایی داره، فقط باید حصارها رو بشکنیم، حصار پول، حصار ماشین، حصار شهوت، حصار طمع، حصار حسد...

    با هر کسی صحبت کردم بعد دو روز رفت، ناراحت نشدم، چون میدونم اون بنده خدا هم وابستگی و حصار زیاد داره، میدونم اونم اسیره، میدونم همون لحظه که با من صحبت میکنه یا به فکر پولشه، یا شهوتش، من کار به کسی ندارم، کسی که دلش صاف باشه خودش میاد و میمونه...

    من میخوام این اعتقادات و این افکارو هم پرورش بدم و هم پخشش کنم، میخوام همه بدونن که خدا ترسناک نیست، خدا عذاب دهنده نیست، خدا مهربونه، خدا رفیقه...

    و من تصمیماتی گرفتم به شرح زیر

    • 💕 دختر خوب 💕
  • تعداد عزیزانی که این مطلبو دیدن: ۹
  • ۱۸
    بهمن

    سلام

    دنیا یعنی مراتب، یعنی نظم

    ابتدا اسپرم بعد نطفه، بعد جنین، بعد دریافت روح، بعد مردن جنین و رفتن به دنیای بعد، رفتن به دنیای روح و جسم، در این دنیا برعکس دوران جنینی روح مهمتر از جسم است...

    همانطور که گفتم جنین تنها داراییش بند ناف است، که برای او عزیزترین دارایی و برای ما ناچیزترین چیز، که در آخر هم آن را به زباله دان میسپاریم،چون برای ما که در این دنیا هستیم آن دارایی کوچک و بی ارزش است، که تنها در مواقع مریضی از شبیه آن استفاده میکنیم و با لوله تغذیه میکنیم...

    بگذریم...

    همانطور که دارایی دنیای پیشین برای ما بی ارزش است، دارایی این دنیا نیز در آن دنیا بی ارزش است... در آن دنیا جسمی وجود ندارد، نشانه هایش هم این است که در این دنیا پر اهمیت ترین چیز روح آدمیست، پس دارایی آن دنیا همان روح ماست... جنین تلاشش برای جسم است، تغذیه و بزرگ شدن، ما تلاشمان برای روح است، آرامش روح... جنین در دنیای بعدیش همان جسم را دارد و ما در آن دنیا همان روحمان را...

    چه زیباست نظم خدا...

    • 💕 دختر خوب 💕
  • تعداد عزیزانی که این مطلبو دیدن: ۱۲
  • ۱۶
    بهمن

    سلام
    این قسمت بهشت و جهنم

    خب گفته بودیم که همه چیز رو میشه از نظم همین دنیا پیدا کرد، جواب خیلی از مسائلمون همین جاست با کمی تفکر

    خب بریم سراغ قرآن، آیا شما جایی از قرآن را دیدید که خداوند از آخرت زن ها صحبت کند و از حوری برای زنان بگوید؟؟؟
    قطعا نیست

    دوستان من، عزیزان من در آن دنیا فقط روح داریم، جنسیتی در کار نیست، جنسیت یکی از ابعاد زندگی در این دنیاست، مثل بند ناف در دوران جنینی

    جنین را ببینید که چطور چشم پیدا کرد و گوش و زبان و دهن که در بطن ورود به این دنیا چشم گشود و بعد جدیدی را تجربه کرد، ما نیز باید اینقدر روحمان را بزرگ کنیم که بتواند ابعاد آن دنیا را به خود گیرد و بهترین لذت ها را ببرد، حال اگر روح ناقصی داشته باشیم قطعا ضرر بزرگی خواهیم کرد چون نخواهیم توانست از تمامی ابعاد استفاده کنیم، خب بریم قسمت بعدی

    جنین را گوش و چشم دادند و آلت تولیدمثل، اما آیا در آن دنیا که جسم نداریم و فقط روح هست و فقط خودمان و خودمان، آیا نیازی به تولید مثل داریم؟؟ قطعا خیر

    • 💕 دختر خوب 💕
  • تعداد عزیزانی که این مطلبو دیدن: ۱۱
  • ۱۴
    بهمن

    سلام
    امروز میخوام از واقعیاتی که به ذهن مریض من خطور کرده صحبت کنم

    واقعیت این جهان هستی

    بسم اللٌه الرحمن الرحیم

    خدایی که هست و میبیند و دیده نمیشود، خدایی که جسم ندارد ولی وجود دارد

    قدیما خدا رو تکه سنگی میدیدن و عبادتش میکردن و فکر میکردن اون کمکشون میکنه، بعد ها بزرگش میکردن و فکر میکردن این بزرگتره واقعیت داره و زورش بیشتره و بهتره... بعدا گاو پرستی و هزار فرقه ی دیگه رو شروع کردن...

    آدما عقل دارند و مدام در حال پیشرفتن، البته اگه بخوان، بعدا گفتن که خداوند این سنگ و گاو و بت نیست و او بزرگتر از آن است که در تکه سنگی جای گیرد، گفتند خداوند جسم ندارد، چون اگر داشته باشد قطعا شبیه آن هم هست و او نمیتواند بزرگترین باشد، به قول معروف دست بالای دست بسیار است

    بعدها فقط تصوری از خدا در ذهن ها ماند که بی همتاست و ما نمیتوانیم او را ببینیم، ولی هست و ما را میبیند، هر کس او را به شکلی که دوست داشت یافت و ساخت، یکی مهربانیش را بیشتر دوست داشت و یکی سختگیریش را، یکی نظمش را و یکی منطقش را...

    گذشت و گذشت و گذشت تا پیامبر عظیم الشان اسلام ظهور کردن و با علم کامل از جهان هستی و آگاهی از دنیای بعد از مرگ خواست هدایت کند مردمان جاهل عرب زبان را، اما چه بگوید؟؟

    مگر میشود به جنین در حال رشد بگویی که بعد از مرگت بند ناف نخواهی داشت و دست و پا در می آوری و میدوی و میخوری و میبینی و هزاران نعمت دیگه؟؟

    قطعا جنین سقط میشود و میمیرد

    به همین دلیل پیامبر به زبان خودشان سخن کرد، به زبان حوری و نهر آب، همان چیزهایی که اعراب کم داشتن، نهر عسل و هزاران نعمت بهشتی

    حوری نشان خوشی و آرامش است و نهر عسل نماد همان دست و پا و خوردن و آشامیدن برای جنین، ولی به صورت بسیار گواراتر، بسان خوردن نهر عسل در این دنیا...

    آیا در آن دنیا جهنم و بهشتی وجود دارد؟؟

    • 💕 دختر خوب 💕
  • تعداد عزیزانی که این مطلبو دیدن: ۱۰
  • ۰۲
    بهمن

    سلام

    میخوام شروع کنم

    حرفای زشت و قشنگم شروع میشه از امروز

    به خدای عز و جل...

    راستش داشتم به این فکر میکردم که چقدر جذابه پسری که مغروره و کم حرف... یه همچین پسری یه جذابیتی پیدا میکنه که هیچ وقت نیازی نیست دنبال جلب توجه بره...

    تا از دور به کوه و غار نگاه کردین که چقدر ترسناک و با هیبتن؟ ولی وقتی رفتی بالای کوه یا داخل غار میفهمی که اونقدرام ترسناک و وحشتناک نیستند...

    پس تا وقتی مرموز باشی هم جذابی، هم هیبت داری و هم ترسناکیه خاصی داری

    ترسناکی که هر وجود بی شرفی بهت نزدیک نشه

    من میخوام از امروز اونم با اتفاقاتی که بین منو همسرم پیش اومده، کلا عوض شم، همون کسی میشم که ازش حرف زدم، همون کسی که خندش کمه، حرفش کمه، شوخی نمیکنه، همیشه جدیه

     

    • 💕 دختر خوب 💕
  • تعداد عزیزانی که این مطلبو دیدن: ۹
  • ۱۹
    مهر

    سلام

    زندگی زیباست؟؟؟

    یکبار زنده میشی یکبار فرصت بهت میدن، یکبار قراره زندگی کنی، فرض کن همین امروز 20 سال و 89 روزته، این سن فقط یکبار برای اتفاق میوفته، فردا دیگه این سن رو نداری، فردا دیگه امروز نیست....

    چرا باید امروز رو فدای فردا بکنی، چرا باید امروز رو فدای گذشته بکنی؟؟؟ من در لحظه زندگی میکنم، به آیندمم فکر میکنم و از گذشتمم یاد میکنم و درس میگیرم

    من امروز، این ساعت و این دقیقه رو میخندم، خنده هامو واسه دقیقه بعد نمیزارم، من کسی نیستم که زندگیمو از دست بدم و حسرت بخورم، من جوری لذت میبرم که فردا که پیر شدم از یاد کردن گذشته هام لذت میبرم، من عاشق زندگی ام، عاشق خوردن، عاشق نفس کشیدن، عاشق راه رفتن و عاشق رانندگی، از هیچ چیز در دنیا بدم نمیاد، من جز شیربرنج!! همه غذاهارو با لذت میخورم، من از تک تک لحظاتم لذت میبرم و خواهم برد، هیچ چیز ارزش از دست دادن لحظات خوش زندگیمو نداره و نخواهد داشت، من سیگار میکشم چون میخوام لذت ببرم، چون بهم انرژی میده، هدف من لذت بردن از زندگی ای هست که خدا بهم داده، استفاده از زندگی ای که فقط یکبار برام پیش اومده است

    من همه تلاشم برای داشتن یک زندگی پر از انرژی و شادیه، من کار میکنم، پس انداز میکنم تا چیزی رو بدست بیارم که دوسش دارم، تا زندگی ای داشته باشم که ازش لذت ببرم، اما لحظات زندگیمم نمیخوام از دست بدم، نمیتونم با سختی و اعصاب خوردی کار کنم، من هر جا باشم و هر کار کنم با لذت خواهم کرد... والسلام

    خدایا شکرت

     

    • 💕 دختر خوب 💕
  • تعداد عزیزانی که این مطلبو دیدن: ۱۷
  • ۰۵
    مهر

    سلام
    من عاشق دریام

    عاشقش بودم که همیشه فیلماشو عکساشو میدیدم

    من آدرس گرفتم، نقاشیشو کشیدم، تصورش کردم، اما وقتی رسیدم به جای دریا فقط باتلاق بود و بس، یه باتلاق بو دار و بد، که فقط میخوای فرار کنی ازش

    دل میخواد برگردی به همون روزایی که هیچ کس نبود، تو خونه بودی و هر روز آرزوی دریا میکردی، دلت میخواد برگردی و هیچ وقت با این احمق بیشعور آشنا نمیشدی

    عین 2 و نیم سال عذاب، اذیت تنفر، آخه یعنی چی، چرا باید این همه عذاب بببینم

    از همون روز اول ناراحتی، تنفر، سردرد و گیج بودم، خدایا چه گناهی کردم

    من تا حالا عاشق نشدم، مزه شم هم نمیدونم، فقط زندگی با تنفر و سردرد رو تجربه کردم و فقط میدونم که خیلی بده، جهنمه

    کاش یه بار دیگه بتونم آزاد باشم، واسه خودم باشم.... کاش

    خدایا شکرت

    • 💕 دختر خوب 💕
  • تعداد عزیزانی که این مطلبو دیدن: ۱۱
  • ۲۵
    شهریور

    سلام
    وقتتون بخیر
    خواستم یکم حرف بزنم خالی شم، اول اینکه من جایی مشغول به کار شدم که بگی نگی جای تقریبا خوبیه، مخصوصا اینکه همکاری دارم که گاهی باهاش صحبت میکنم و خودمو خالی میکنم

    ادامه مطلبو ببینید

    • 💕 دختر خوب 💕
  • تعداد عزیزانی که این مطلبو دیدن: ۱۸
  • ۳۰
    تیر

    دنیایت را تغییر بده

    دنیا بزرگ است، تغییر دادنش سخت به نظر میرسد، آری صبر کن! به نظر رسیدن! باید کاری کنیم که دنیا در نظر ما تغییر کند، درست است...

    آره دنیا از دید ما میشه همون دنیای ما، دنیایی که ما میبینیم همان زندگیه ماست، همان آدمها، همان کار و شغل و تفکرات و همان طرز فکر، غر زدن و نغ زدن و تفریحات کوچیک و بزرگ ما

    همه ی آسیب هایی که ما به اعصاب و روح خودمون میزنیم همه و همه برمیگرده به طرز تفکر ما، چرا باید زندگی خودمون که هیچ ثانیه ش برنمیگرده و تکرار نمیشه رو زهر کنیم و خودمونو اذیت کنیم، چرا اگه یه بار پشت چراغ قرمز موندیم باید فحش بدیم و غر بزنیم، چرا موقع تفریح رفتن غر بزنیم که واااای دیر شد، جا پیدا نمیشه، چیکار کنیم و هزار غر غر و اعصاب خوردی؟؟؟

    چراغ قرمز غر زدن نداره، لابد یه خیری بوده، بگو ان شاءالله خیره و خودتو بسپار به خدا، شاید اگه میرفتی تصادف میکردی، و چه بسیار حکمت هایی که دیدیم و درس نگرفتیم

    دیر رفتن به تفریح هم غصه نداره، کنار خیابون با دل خوش بشینی خیلی بهتره از اینکه کنار رودخونه با دل خون بشینی، بگو خدایا شکرت بیشتر تو جاده ایم آهنگ گوش میدیم، بگو خدایا شکرت چه روز یا شب خوبیه

    چرا باید اعصابتو خورد کنی... گاهی وقتام بقیه میرن رو اعصابت، تو خودت باش، تو زندگی خودتو داری، تو نباید ثانیه ها رو از دست بدی... تو نباید خودتو اذیت کنی... تو یبار بیشتر تو این دنیا زندگی نمیکنی، پس شاد باش، خوش باش، با زندگی هر جور باشی همونجوری باهات رفتار میکنه، سر زندگی غر بزنی زندگی بهت غر میزنه، بهش فحش بدی بهت فحش میده، باهاش حال کنی باهات حال میکنه

    ول کن این خاله بازیای الکی رو، زندگیتو بساز، کار کن، تفریح کن، بخند، لذت ببر

    از امروز شاد باش، از امروز بخند، امروز همین ساعت و همین لحظه یادت باشه که تو قراره همیشه بخندی و شاد باشی، گاهی شاید یادت بره که باید بخندی، من برات یه پیشنهاد دارم، امروز برو مغازه و یه دستبند خوشکل بگیر، بنداز یه دستت، هفته دیگه هم بنداز دست دیگت، همینطوری ادامه بده تا وقتی که همیشه یادت بمونه که باید بخندی، باید شاد باشی...

    یه دفترچه بردار و غم و غصه هاتو توش بنویس و بذار جایی که نه کسی ببینه و نه جلو چشمات باشه، بعد دیگه بهشون فکر نکن، یه دفتر چه هم بردار و تموم دلخوشیاتو توش بنویس و هر روز بخونشون، و هر روز بهشون برس و باهاشون حال کن

    تو باید زندگیه خودتو داشته باشی نه زندگی ای که بهت غالب کردن...

    پس شروع کن

    به اینستامم سر بزن


    • 💕 دختر خوب 💕
  • تعداد عزیزانی که این مطلبو دیدن: ۱۰۵
  • ۲۶
    خرداد

    سلام

    من 4 سال پیش وبلاگ بهشت من رو داشتم و با خیلیا دوست بودم، هنوز که هنوزه به اون دوران خوشم، یادم میاد ماه رمضان هم بود که قبل سحری با چندتا از دوستان چت میکردم، وای چه دورانی بود، اگه قبل اینکه بیام اینجا و ببینم که هنوز دوستام تو دنبال کننده ها و دوستانم هستن هم یاد اون موقع میکردم

    و این که دیشب من به همه ی کسایی که وبلاگشونو دنبال میکردم با کلی ذوق و شوق پیام دادم، حالا هم منتظرم

    منتظر دوستایی که داشتم

    منتظر اونایی که هنوز هم پیامای خصوصیشونو دارم، پیامای ارسالی من با همون پیامای دیشبم 4845 تاست که خیلی باهاشون خاطره دارم

    خیلی مشتاقتونم، امشب نتونستم بخوابم از ذوق که منتظر امروز بودم با کلی پیام، اما دریغ از یه پیام

    بی معرفتا بیاین دیگه

    هعی...

    خدایا شکرت

    • 💕 دختر خوب 💕
  • تعداد عزیزانی که این مطلبو دیدن: ۱۵۴
  • ۲۵
    خرداد

    سلام

    من اومدم

    beheshteman.blog.ir من بودم

    • 💕 دختر خوب 💕
  • تعداد عزیزانی که این مطلبو دیدن: ۱۵۷